به گزارش خبرگزاری حوزه، حجتالاسلام والمسلمین محمدمهدی مسلمیفر دبیر ستاد راهبری مساجد حوزه های علمیه در نوشتاری با عنوان « مسجد؛ الگوی الهیِ امنیتسازی، پیشگیری و مدیریت محله» آورده است:
در روزهایی که کشور با تهدیدهای امنیتی و خطرات ناشی از جنگ روبهروست، تأکید بر حضور مردم در میدانها و اجتماعات عمومی، حامل یک پیام مهم است: امنیت جامعه، تنها با ابزارهای رسمی تأمین نمیشود؛ مردم نیز بخش مهمی از قدرت بازدارندگی، آرامش و انسجام اجتماعیاند.
حضور مردم در صحنه، افزون بر نمایش همبستگی ملی، میتواند به تقویت روحیه عمومی، کاهش احساس ناامنی، افزایش هوشیاری اجتماعی و دشوارتر شدن تحقق اهداف دشمن کمک کند. این واقعیت، ما را به پرسشی اساسی میرساند: آیا میتوان چنین ظرفیتی را از یک واکنش مقطعی در شرایط بحران، به
یک سازوکار پایدار برای اداره جامعه و پیشگیری از تهدیدها تبدیل کرد؟
پاسخ را باید در الگویی جستوجو کرد که اسلام از دیرباز در متن زندگی مسلمانان قرار داده است: حکمرانی مسجدمحور.
مسجد؛ قرارگاه دائمی حضور مردم
در الگوی اسلامی، مسجد صرفاً مکانی برای انجام مناسک فردی نیست؛ مسجد میتواند کانون شکلگیری ارتباطات انسانی، شناخت مسائل مردم، رسیدگی به نیازهای محله، تقویت همبستگی و سازماندهی مشارکت اجتماعی باشد.
وقتی مردم در طول روز، بهویژه برای نمازهای جماعت، در مسجد گرد هم میآیند، فرصتی مستمر برای دیدار، گفتوگو، شناخت وضعیت یکدیگر و آگاهی از مسائل محله فراهم میشود. امام جماعت نیز میتواند محور پیوند میان مردم، ظرفیتهای مردمی و مجموعههای خدمترسان باشد.
در چنین الگویی، بسیاری از مسائل پیش از آنکه به بحران تبدیل شوند، قابلیت شناسایی و پیگیری پیدا میکنند؛ خانوادهای که به حمایت نیاز دارد، نوجوانی که در معرض آسیب است، سالمندی که تنها مانده، اختلافی که به گفتوگو نیاز دارد یا مشکلی که با همکاری چند نفر از اهالی قابل حل است.
این همان ظرفیت پیشگیرانهای است که از دل ارتباطات مستمر و اعتماد اجتماعی شکل میگیرد.
تجمع مردم؛ از واکنش در بحران تا پیشگیری در زندگی روزمره
در شرایط جنگی، اجتماع مردم در میدانها میتواند نمادی از انسجام و آمادگی اجتماعی باشد؛ اما قدرت اجتماع مردم نباید فقط در زمان بحران به یاد آورده شود.
اگر اجتماع مردم در میدان، در مقطعی برای تقویت همبستگی و مواجهه با تهدیدها اهمیت پیدا میکند، چرا نباید از ظرفیت اجتماعات منظم محلی برای پیشگیری از آسیبها و افزایش تابآوری جامعه در تمام روزهای سال استفاده کرد؟
اینجا مسجد اهمیت ویژهای پیدا میکند. مسجد، برخلاف اجتماعاتی که صرفاً در مناسبتها یا شرایط اضطراری شکل میگیرند، ظرفیت آن را دارد که به کانونی مستمر برای حضور مردم تبدیل شود؛ کانونی که ارتباطات اجتماعی را زنده نگه میدارد و زمینه مشارکت مردم در حل مسائل محله را فراهم میکند.
البته حضور در مسجد بهتنهایی جایگزین نهادهای تخصصی امنیتی و خدماتی نیست؛ بلکه میتواند با تقویت اعتماد، شناخت متقابل، مسئولیتپذیری و ارتباطات محلی، پشتوانهای اجتماعی برای پیشگیری و مدیریت بهتر مسائل باشد.
از نماز جماعت تا حکمرانی محله
به این تصویر توجه کنیم: اگر اهالی یک محله دستکم هر شب برای اقامه نماز مغرب و عشا در مسجد گرد هم بیایند، چه ظرفیت بزرگی شکل خواهد گرفت؟
مردم یکدیگر را بهتر میشناسند. امام جماعت از مسائل و نیازهای محله آگاهتر میشود. ظرفیتهای خیرخواهانه و تخصصی شناسایی میشوند. خانوادهها برای حل مشکلات تنها نمیمانند. نوجوانان و جوانان فرصت بیشتری برای ارتباط با افراد قابل اعتماد پیدا میکنند و زمینه مشارکت مردم در فعالیتهای فرهنگی، اجتماعی، ورزشی و خدماتی گسترش مییابد.
در چنین شرایطی، مسجد میتواند به شبکهای زنده از ارتباطات انسانی تبدیل شود؛ شبکهای که در روزهای عادی به رشد و آبادانی محله کمک میکند و در شرایط بحرانی، ظرفیت بیشتری برای همیاری، اطلاعرسانی مسئولانه و حفظ آرامش اجتماعی دارد.
در این الگو، نماز جماعت فقط یک برنامه عبادی نیست؛ نقطه آغاز یک ارتباط مستمر اجتماعی است. البته تحقق این ظرفیت، به امام جماعت توانمند، برنامهریزی مناسب، مشارکت واقعی مردم و توجه به نیازهای متنوع محله وابسته است.
مسجد؛ حلقه اتصال مردم، عبادت و مسئولیت اجتماعی
نگاهی به جایگاه نماز جمعه نیز این تصویر را کاملتر میکند. در کنار اجتماعات روزانه مسجد، نماز جمعه بستری گستردهتر برای ارتباط اجتماعی، تبیین مسائل عمومی و تقویت همبستگی در سطح شهر و جامعه فراهم میآورد. به این ترتیب، میتوان از الگویی چندسطحی سخن گفت: مسجد در سطح محله، شبکه مساجد در سطح شهر و نماز جمعه در سطحی گستردهتر از اجتماع عمومی. این الگو ظرفیت آن را دارد که عبادت را با مسئولیت اجتماعی، معنویت را با خدمترسانی و ارتباط دینی را با مشارکت مردم در اداره امور محله پیوند دهد.
بازگشت به یک ایده اساسی
اگر امروز اهمیت حضور مردم در میدانها برای تقویت انسجام و امنیت جامعه مورد تأکید قرار میگیرد، باید این پرسش را نیز جدی بگیریم که چگونه میتوان حضور مردم را از یک ظرفیت مناسبتی به بخشی پایدار از زندگی اجتماعی تبدیل کرد. پیشنهاد این مقاله آن است که مسجد را باید یکی از مهمترین زیرساختهای مردمی برای تحقق این هدف دانست؛ زیرساختی که بر عبادت، ارتباط مستمر، اعتماد اجتماعی، مسئولیتپذیری و خدمت به مردم استوار است.
از این منظر، مسجد فقط جایی نیست که مردم در آن گرد هم میآیند؛ مسجد میتواند جایی باشد که مردم در آن، یکدیگر را میشناسند، مسائل محله را میفهمند، برای حل آنها همکاری میکنند و در برابر آسیبها و بحرانها تابآورتر میشوند.
شاید بتوان پیام اصلی این نگاه را در یک جمله خلاصه کرد:
میدان، جلوه حضور مردم در لحظههای حساس است؛ مسجد، ظرفیت تبدیل این حضور به یک جریان مستمر برای امنیت، پیشگیری و آبادانی جامعه.
و این همان افقی است که حکمرانی مسجدمحور میتواند پیش روی ما بگشاید: محلهای که در آن عبادت به ارتباط، ارتباط به مسئولیت و مسئولیت به خدمت و پیشرفت تبدیل میشود.










نظر شما